یادداشت 97 مامانی و نی نی گولو
شکوفه ی بهار زندگیم خوبی مامانی ؟؟ این چند روزی حسابی نگرانتم ... حتی الان که دارم برات مینویسم ... آخه فرشته ی نازم کجا رفتی قایم شدی که مامانی هرچی دنبالت میگرده پیدات نمیکنه !! چرا یهو اینقدر آروم شدی و نمیذاری مامانی تکونای نازت رو حس کنه ؟؟ نمیگی مامانی دلش کوچیکه زود نگرانت میشه ؟ با امروز 3 روزه که تکونات رو حس نمیکنم ... دقیقا از همون موقع که اومدم و پست گذاشتم که اولین تکونات رو حس کردم !! با اینکه همه میگن عادیه توی این سن !! ولی مامانی دلش نگرانته ... بازم فکرای ناجور میاد تو سرش ... اما چون حاله عمومی مامانی خوبه خیلی استرس نداره مامان جونی .. خواهش میکنم 2تا لگد حواله ی مامانی کن تا از...
نویسنده :
نانا
12:33



