شکوفه ی بهار نارنج ... بهدادشکوفه ی بهار نارنج ... بهداد، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره

خاطرات من و باباش...!

یادداشت 79 مامانی و نی نی گولو

1390/6/26 18:05
نویسنده : نانا
430 بازدید
اشتراک گذاری

شکوفه ی بهار نارنج مامان

خوبی عزیز دلم ؟ خوش میگذره ؟ آخه مامان جون چته که از دیروز تا حالا یور دلم قلنبه شدی و هی شیکم مامانی رو چنگ میزنی !! فکر کنم از بپر بپرای دیروز مامانی خسته شدی !!

قربونت برم که تا یادم میره تو رو دارم زودی اظهار وجود میکنی ...

شایدم به بابایی حسودی میکنی ؟؟ چون دیروز همه کارام برای بابایی مهربون بود !!

بگذریم ...

عزیزکم ...

 روز پنجشنبه نزدیکای ظهر بود که رفتم خونه مامان بزرگ ... چون از صبح درگیر انتخاب واحد برای دختر خاله بودیم ... و تا کارمون تموم بشه ساعت حدود یک بود ... بعد از خوردن ناهار رفتیم بهشت زهرا و مامانی حسابی دلشو خالی کرد پیش بابابزرگ و خاله معصوم ... 40 روز گذشت ..

تمام عصر و شب هم درگیر مسجد و تالار و اینجور چیزا بودیم ... خیلی خسته شدیم ... چون مدام مهمون میومد خونه و میرفت و پذیرایی ازشون سخت بود ... ولی مراسم به خوبی پیش رفت و خداروشکر هیچ کم و کسری نبود ...

روز جمعه ... امروز بابایی رفته سرکار ... امروز براش روز قشنگیه ... از صبح هر بار که زنگ زده اولین جمله ای که ازم شنیده ""تولدت مبارک "" بوده !!!

عصری همراه دختر خالت رفتم بازار ...برای بابایی یه کادوی خوشگل خریدم ...یه شب خواب با حبابای رنگی که هی میرن بالا میان پایین !! ... خودم خیلی دوستش دارم !! ... داشتیم میومدیم که سوار ماشین بشیم که یهو مامانی چشمش افتاد به یه کیف فروشی که توش پر بود از کیفای کوچولو و خوشگل !! ... مامانی هم که حسابی از دیدن کیفا دلش غنج رفته بود یکی از مدلای پسرونش رو برات خرید !!! حالا بماند که دختر خالت داشت از تعجب شاخ درمیآورد !! و من براش توضیح میدادم برای نینی آینده دارم میخرم !!

(حالا عکسشو برات میذارم ) بعدشم که رفتیم شیرینی فروشی و برای تولد بابایی یه کیک خوشگل خریدیم ...رسیدیم خونه مامان بزرگ ... دیدم ای دل غافل ... بابایی زودتر از من رسیده .. کیک رو گذاشتم تو یخچال و منتظر شدم تا اهالی خونه دور هم جمع بشن ... وقتی شرایط فراهم شد شمعها رو روی کیک چیدم و کیک رو آوردم برای بابایی ... اگه بدونی چقدر ذوووق کرده بود ... البته یه کم هم خجالت کشیده بود و قرمز شده بود !! خلاصه که بازار تبریک گرم شد و همه براش آرزوی عمر طولانی وبا عزت کردند ... و البته شاکی شدند که چرا نگفته بودی که ما هم یه هدیه برای بابای مهربون تدارک ببینیم و من هم در کمال تواضع میگفتم هدفم دور هم بودن و عوض شدن فضا بود نه چیز دیگه !!!

بعدشم شمعها فوت شد و کیک خوردیده شد ... تا آخر شب اونجا بودیم و بعدش اومدیم خونه و من کادوی بابایی رو بهش دادم ... خیلی خوشش اومد ... و بهم گفت که با کارام حسابی سورپرایزش کردم ... بعدشم کیف شما رو بهش نشون دادم ... چشماش پر از لبخند بود ... خیلی دوستش داشت ... ولی گفت چرا پسرونه !!! هههههه

امروز صبح هم بعد از بیدار شدن مشغول شستن ملحفه ها و اینا بودم .. البته زحمت انداختنشون توی ماشین لباسشویی با من بود !! و بقیه کارا رو ماشین انجام داد ...

عزیز دلم ... توی زندگیه همه غم و شادی هست ... اصلا اگه غم و شادی کنار هم نباشن هیچکدومشون معنی ندارن ... مامانی هم امیدواره که بعد از این  شادیهاش پررنگ تر از غمهاش باشه ...

دوستت دارم شادی زندگیم

کادوی مامانی برای تولد بابای مهربوناولین کادوی مامانی برای نی نی گولوی عزیزش

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

آوين
26 شهریور 90 18:04
اميدوارم همه روزات پر بشه از شادي و شور و تولد
تولدتون مبارك
عزيزدلم شك نكن كه ني نيت پسره


ممنونم عزیزم ... امیدوارم شما هم همیشه لبت پر از خنده باشه ... انشالله سالم باشه پسر هم باشه !!
nafasemaman
27 شهریور 90 12:14
ایشالاه که همیشه شاد باشی عزیزم و غم نبینی تو زندگیت . تولد همسرتم مبارک ایشالاه سایش همیشه بالا سرتون باشه
کیف نینیت هم خیلی نازه ایشالاه به سلامتی ازش استفاده کنه


ممنونم دوس خوبم ...وقتی به این فکر میکنم که یه روز نین گولو این کیف رو دستش بگیره دلم غنج میره !!
سفانه
27 شهریور 90 20:57
عزیز دلم ایشالله خدا بابا و خواهر گلت رو رحمت کنه و خدارو شکر که مراسمتون به خوبیو خوشی انجام شد روحشون شاد و قرین رحمت خدای مهربون باشه ایشالله...... تولد همسرت هم مبارک باشه و همچنین تولد خود نازنینت. الهی که سالهای سال در کنار هم و بالای سر فرزندانتون سلامت و شاد و خوشکحال جشن بگیرین.... آرزو میکنم از این به بعد همیشه تو شادی ها باشین. چشم و دلت هم روشن باشه که نی نی نازنینت رو دیدی و قلب کوگولوش رو هم با دلت شنیدی... ایشالله همیشه برات سلامت بتپه. مراقب خودت باش. روی ماهت رو میبوسم. به امید دیدار....


ممنونم مامان مهربون ... انشالله همیشه سلامت و شاداب باشید
مامان آرین
28 شهریور 90 11:06
نارینه جونم سلام ، نمیدونی از اینکه نوشته هات رنگ و بوی شادی گرفته چقدر خوشحالم کیف نی نی گولو خان خیلی قشنگه ایشالا وسایلشو میذاره توش و میندازه کولش دوستتون دارم


سلام عزیز دلم ... ممنونم ... دلم برای اون لحظه که این کیف رو روی کول نینی گولو ببینم داره ضعف میره !!!
مامان رها
28 شهریور 90 12:14
سلام نانا جون تولد همسری مبارک امیدوارم سالیان سال کنار هم با شکوفه بهار نارنجتون خوش و خرم باشید.


سلام عزیزم ... ممنونم ازتون ... همیشه شاد باشید
سارینا
28 شهریور 90 13:00
عزیزم امیدوارم که همیشه روزای خوش وشاد تو زندگیت فراوون باشه تولد همسرتم مبارک باشه خودمونیم ها عجب سلیقه باحالی داری ایول خیلی خوشم اومد .... راستی ببینم عشق پسری که رفتی کیف پسرونه خریدی
ایالله که هر چی دوست داری خدا همونو بهت بده


مرسی سارینا جونم ...
ای بابا ... خجالتمون ندید !!!

برام پسر و دختر نداره ... ولی این کیف از همشون خوشگلتر بود !!
مامان آريا
28 شهریور 90 14:54
عزيزم تولد شوهري خوب و مهربونتو بهتون تبريك مي گم اميدوارم هزاران سال در كنار هم به خوبي و خوشي زندگي كنين و ني ني كوچمولوي خوشگلتونو به ثمر برسونين
كادوتم خيلي خوشگله همينطور كار قشنگي كه براي شوهري كردي منم هميشه عاشق اينم كه يكي رو سوپرايز كنم
كيف ني نيتم خيلي خوشگله اميدوارم هرچي كه دوست داري جنسيت بچت باشه و صحيح و سالم بدنيا بياد


ممنونم دوست خوبم ... انشالله همیشه سلامت باشید
مامان تربچه
28 شهریور 90 17:11
مبارکککککککککه
چه کادوی خوشششششششکلی
چه کیف نااااااااااازی


مررررررررررررررسی
آسمان آبي
30 شهریور 90 8:15
سلام مامان شكوفه بهار نارنج عزيز
من به طور اتفاقي وبلاگ شما را ديدم . و آنقدر جذب نوشته هاتون شدم كه تقريباً هر روز دو بارميام به اميد اينكه مطلب جديدي باشه. به خاطر فوت عزيزانتون خيلي ناراحت شدم و به خاطر وجود شكوفه تون خيلي خوشحال . به هر حال از آشنايي با شما خوشحالم . در پناه خدا سالم باشيد.


ممنونم عزیزم ... خوشحال میشم که بهم سر بزنی ...
مامان آرین
30 شهریور 90 11:40
نارینه جووونم سلام ، عزیزم ببخشید با تاخیر تولد بابای نی نی رو تبریک میگم.ایشالا سالهایی توام با سلامتی و شادی در کنار همدیگه با نی نی تون داشته باشین


سلام عزیزم ... همینکه لطف کردی و برام کامنت گذاشتی کافیه عزیزم ... دیر و زود هم نداره ...امیدوارم شما هم شاد باشید
مامان آرین
30 شهریور 90 12:02
یه سوال دارم، اگه ممکنه به وبلاگ آرین برید و نظر بدین
setareh
30 شهریور 90 21:15
سلامممممممممممممممم دوستممممممممممم خوبی عزیزم ؟ گل گلی چطوره ؟ دلم برات تنگ شده عزیزم ......بوسسسسس


سلام مامان ستاره ... خوبم عزیزم ... گلی هم حتما خوبه .. منم دلتنگتم دوستم ...بوس بوس
مامان نی نی ناز
31 شهریور 90 12:17
سلام عزیزم
تولد بابای نی نی گولو مبارک

ان شالله از این به بعد همش تو شادی باشید و روزای خوشی داشته باشید

بهترین ها رو برات از خدا می خوام

می دونی خدا بنده های خوب و صبور مثل تو رو خیلی دوست داره .... و جواب صبرتون رو خیلی قشنگ می ده .... مطمئنم

می بوسمت


سلاااام ... ممنونم دوست خوبم ... براتون آرزوی بهترینها رو دارم
مامان پارسا جون
31 شهریور 90 16:23
چه کیف خوشگلی مبارکش باشه نی نی جون


مرسی خاله جونی