شکوفه ی بهار نارنج ... بهدادشکوفه ی بهار نارنج ... بهداد، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره

خاطرات من و باباش...!

یادداشت 75 مامانی

1390/6/12 15:31
نویسنده : نانا
735 بازدید
اشتراک گذاری

شکوفه ی بهار نارنجم

این چند روز اتفاق خاصی نیفتاده بود که مامانی بیاد و برات تعریف کنه ... البته به جز اون یه مورد که بین من و بابایی بود و کار بابایی مامانی رو کلی رنجونده بود ... ولی الان خوبیم ... با اینکه هنوز دلخورم ولی ابرهای تیره و تار کنار رفتند و اوضاع عادی شده ...

دیگه اینکه ... دلم خیلی تنگه ... نمیدونم باید چکار کنم ... مامان بزرگ هم خیلی سرحال نیست ... میدونی ... تو این موقعیت که دلشکسته است و احساس تنها بودن میکنه زود رنج هم شده و ما باید خیلی مراقب رفتارمون باشیم ... که یه وقت خدایی نکرده دلش رو به درد نیاریم ... البته همه تلاشمون رو میکنیم ولی بازم گاهی وقتا ... انشالله خدا به دلش آرامش بده ... خیلی سخت میگذره براش ...

دیگه اینکه ... فردا بالاخره میرم دکتر !!! واااای چقدر دلم شور میزنه ... چقدر نگرانم ... چقدر خوشحالم که بالاخره میرم ببینم تو دلم چه خبره ...!!

به هر دو طرف قضیه فکر میکنم ... هم برای شنیدن خبرای خوب آماده ام و هم اون یکی خبرا ...

اما کاش همه چیز خوب باشه ... آخه این بابایی طفلی گناه داره ... هی هر روز از من میپرسه هیچ حسی نداری !!! منم میگم بچت خیلی لگد میزنه !!

فردا بابایی هم نیست و من باید تنها برم دکتر ...!!! و این به نگرانیم اضافه میکنه ... البته یه فرصتی هم هست که بتونم با خبرای خوب سورپرایزش کنم ... البته امیدوارم خبرای خوب بیارم براش

خدا جونم .. امید هیچ بنده ای رو ناامید نکن ...

دوستت دارم عزیزم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

مامان نی نی
12 شهریور 90 15:42
سلام عزیزم امیدارم اون چیزی رو بشنوی که دوست داری . خیلی خوشحال می شم اگه فردا ببینم توی وبت نوشتی که بارداری .


ممنونم دوست خوبم ... انشالله با خبرای خوب بیام پیشتون
مامان پارسا
12 شهریور 90 16:07
انشالله که بهترین خبر رو برا بابایی میاری


انشالله
setareh
12 شهریور 90 19:22
سلام دوستم خوبی عزیزم ؟

عزیزم انشاا..فردا با خبرای خوب میای گلم ....و حسابی خوشحالمون میکنی ....

منتظر خبرای خوبت هستم بوسسسس


سلام عزیزم ... شکر خدا بد نیستم ... انشالله که خوش خبر بیام پیشتون
گل یاس
12 شهریور 90 21:37
سلام عزیزم
نارینه جونم همش دارم دعات میکنم خانمی انشالله به حق حضرت علی فردا خوش خبر میایی و من هم میام کلوپ و میترکونم برات
نارینه جونم فردا وقتی صدای قلب خوشگلشو شنیدی من و هم دعا کن مامان خانمی


ممنونم یاسی جون ... همیشه دعاگوتون هستم
سارینا
12 شهریور 90 23:11
منتظر خبرای خوبت هستم دوست جونی
آوين
12 شهریور 90 23:56
سلام عزيزم اميدوارم زود زود فردا بشه و يادداشت 76 براي شكوفه نازت يكي از بهترين خاطراتت باشه فقط تو رو خدا زود بيا و من رو هم از نگراني در بيار ميبوسم روي ماه هر دو تاتون را


ممنونم دوست گلم ... میبوسمت
مامان آرین
13 شهریور 90 2:47
عزیزم دوست مهربوووونم آرزو میکنم خبرای خوب داشته باشی و دل تو و بابایی شاد بشه


انشالله
مامان آريا
13 شهریور 90 10:25
خدارو شكر كه ابراي تيره و مزاحم رفتن
اميدوارم خدا به مامانتم صبر بده و شما هم تنهاش نزارينو و سرشو گرم كنين تا كمتر فكر و خيال كنه
اميدوارم فردا هم خبراي خوبي براي بابايي داشته باشي هم براي ما و خودتم خوشحال بشي عزيزم
منتظر خبراي خوبت هستم


ممنونم دوست خوبم ... انشالله خوش خبر باشم
مامان رها
14 شهریور 90 9:01
سلام عزیزم توکل بر خدا امیدوارم پست جدید پر از خبرهای خوب باشه عزیز دلم


انشالله
مامان آرین
14 شهریور 90 19:41
دوستم چی شد؟دکتر رفتی ؟


آره عزیزم
شهرزاد
15 شهریور 90 9:14
سلام دوست خوبم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که همه چی مرتبه
بازم بهت تبریک میگم و امیدوارم تا آخر راه رو به خوبی سپری کنی گلم
با اجازه لینکت میکنم دوست جونممممممممم
بوووووس برای خودت و کوچولوت


سلام عزیزم ... ممنونم ... با افتخار لینکتون میکنم