یادداشت 175 مامانی برای بهداد
شکوفه ی بهارم شنبه : بابایی بعد از صبحانه رفت باشگاه ... دیروز بخاطر تبت بیخیال فرنی شدم ... امروز امادت کردم تا با هم فرنی بخوریم ... اول از همه پیشبندت رو خوردی ... بعدشم قاشق رو از من گرفتی ... بعدشم هر یه قاشق که من میدادم دهنت با انگشت محتویات دهنت رو درمیآوردی ... !!!! بعدشم که خوابت گرفت !!!!!! اینم از فرنی خورانه امروز ... حالا نمیدونم چقدرش رفته تو شیکمت ... امروز کلا سرحال نبودی ... همش خوابت میاد ... هر بار هم که گذاشتمت رو پا فوری خوابیدی (برعکس همیشه که باید یه ربعی تابت بدم ) ... میگذارم به حساب خستگیت عصر امروز بالاخره طلسم شکسته شد و مامان نیم ساعتی ورزش کرد ... از دیدن لباسای ورزشیم کلی ذوق میکردی و دست و پا میز...
نویسنده :
نانا
22:02






