یادداشت ۲۶۵ مامانی برای بهداد
*** شکوفه ی بهارنارنجم *** ۶۹۰ . سه شنبه : مهمترین اتفاق امروز این بود که شب رختخوابارو مرتب کردیم ... کل کمد رو ریختیم بیرون و درو دیوارشو دستمال کشیدیم و دوباره چیدیم ... تو هم حسابی لذت بردی از بریز و بپااااااش ۶۹۱ . چهارشنبه : بعد صبحانه تو بابا و منو دخترخاله رفتیم بیرون ... تا یه مسیری با هم بودیم و تو با تعجب دخترخاله رو نگا میکردی که چرا همراه ماست !!!!! ... من و دخترخاله رفتیم بازار و تو بابا رفتید گردش ... یکساعتی تو بازار بودیم ... بعدش که اومدم خونه دیدم شما هم تازه برگشتید ... رفته بودید فروشگاه چرخ بازی !!!! ... رفتم سراغ ناهار درست کردن و بعدش ناهار خوردیم .. تو خوابیدی و من با جمع و جور سرگرم بودم ... یکساعتی گ...
نویسنده :
نانا
17:11






